یکایک تلخی دوران چشیدم


زهجران هیچ شربت تلخ تر نیست

اسیر هجر و نومید از وصالم


شبم تاریک و امید سحر نیست

به یک جان خواستم یک جام شادی


ز دور چرخ گفتا رایگان نیست